امروز در این مطلب متن نوحه بسیار زیبای علم یک سو فتاده بی علمدار رو گذاشتم
امیدوارم که خوشتون بیاد
علم یک سو فتاده بی علمدار 2
خدایا خدایا چشم ساقی را نگه دار
برادر جان چرا رنگت پریده
ز میدان امدی قدت خمیده
حسین من چه شد سقای طفلان
چرا افتاده تنها در بیابان
مگر عباس من خواهر ندارد
که سر بر خاک صحرا میگذارد
حسین امد ز میدان زارو گریان
ز داغش لاله ی صحرا پریشان
که این خیمه دیگر صاعب ندارد
از این ماتم ز دیده خون ببارد
ابلفضل 5
سقای دشت کربلا
دستش شده از تن جدا
برادرم برادرم
من خواهرم من خواهرم
من زینبم من زینبم
جانم رسیده بر لبم
ابلفضل 3
دل ما مقیم ارش خداست
خونه ی مادریمون کربلاست
تو روضه هام سر تا پام همه خدایی میشن
وقتی که اشک میریزم کرببلای میشم
نوکر سینه زناتم حسین
وقف مجلس عزاتم حسینم
من العزل تا ابد هسیر عشقت منم
برای تو تو دلم حسینیه میزنم
میخونه این دل احساسیم
بدونید حضرت عباسیم
قیمتیه خدایی این دل نا قابلم
تا وقتی که صاعل دست ابو فاضلم
دل ما مقیم ارش خداست
خونه ی مادریمون کربلاست
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0